تبلیغات
(+***** گل همیشه بهار *****+)
سلام

محبوب من!
غم این ندارم که دیوانه ام بخوانند و حرفهایم را گوش ندهند. حتی امید به
مهربانی ایشان ندارم؛ همین که درخت چنار و بید، شکوفه های سیب و
گَوَن های صحرا حرفم را گوش کنند و حرف های سنگ ها را متوجه شوم،
برایم کافیست.
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ؟
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد ان دو با هم به کنار ساحل رفتند
وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در اورد دروغ حیله گر لباس
های او را پوشید و رفت . از ان روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما
دروغ در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود
می روم شاید كه زندگی را دریابم" در سراشیبی كه نامش زندگی است ،
با همه بیگانگی ها می روم
در سكوت سرد غمگین زمان
بی هدف ، بی یار و تنها می روم
می روم شاید كه در دشتی كه
نامش زندگی است ، بازیابم آنچه را
كه گم كرده ام
چرا كه زندگی همچون سیب سرخی است
كه روزگار آن را دو نیم كرده است ، كه
نیمه اول در انتظار نیمه دوم و نیمه دوم
به دنبال نیمه اول است
نیمه هایی كه از پی عشق سر به بیابان می گذارند،
بیابانی كه در دشتهای مهر و محبت ، گم شده ای
بیش نیست
و انسان باید زندگی را باور داشته باشد
تا گذر ثانیه ها را با تمام وجود حس كند
ثانیه هایی كه به تندی باد می آیند و می روند
و در سهایی از عشق و محبت به انسان می دهند،
درسهایی كه گذشت در برابر نفرت ها و
نابرابری ها را در گوشها زمزمه می كنند...
روزی
برای همه ی آسمان منم که ابر می شوم
تا تن تو باردار شود
از این شهر
چرا که پایان دنیا همین جاست
خطی قرمز
روی لبهای تو و دور اندام من
و آتشی که به پا شده
برای فتح آفتاب گم شده
دستهای سرد من
به تن گورستان کشیده
بند بند سلول ها یم
پر از کشیدگی مرگ به ستون های تنم
و
رقصی که بر باخت به پا شده
تا جام اش که لبریز از خون من است
به آسمان بی کس بلند شود
می افتند چشم ها ی من از قد بلند تو
شـ ـکـ ـسـ ـت
از قهوه ی تو تلخ تر

که تو خیلی پیشتر ها از آن رفته ای
و من که تنها
مجاب می شوم به ادامه ی زندگی
" این که نشد زندگی "
باید بروم
می خواهم بخوابم
از آخر همین شعر هم

به قلم بهاره در شنبه 23 تیر 1386 و ساعت 01:07 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

خیلی دلم برات تنگ شده

نامه به تو

لا اقل همه ی راست را به ما نگفتند.

گفتند:تو که بیایی خون به پا می کنی,جوی خون به راه می اندازی و از کشته ,پشته
می سازی و ما را از ظهور تو تر ساندند.درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد
را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.ما از همان کودکی تو را دوست داشتیم.با
همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و,با همه ی وجودمان بی تاب آمدنت
بودیم.عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت,طبیعی ترین و شیرین ترین
نیازمان بود.اما...اما کسی به ما نگفتکه چه گلستانی می شود جهان ,وقتی که تو 
بیایی.همه,پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دستهای عاطفه تو را توصیف کنند,شمشیر
تو را نشانمان دادند.آری ,برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند, بایدعلف های هرز
را وجین کرد. و این جز با داسی برنده و سهمگین,ممکن نیست آری برای اینکه
عدالت به کرسی بنشیند,هر چه سریر ستم آلوده یسلطنت را باید واژگون کرد و به
دست نابودی سپرد.واینها همه همان معجزه ای است که تنها از دست تو بر می آیدو با
دست تو محقق می شود.اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به
بهشتی که تو بانی آنی.آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.کسی به ما نگفت که
ان ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است ,چگونه ساحلی است؟!کسی به
ما نگفت که وقتی تو بیایی:پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریا 
شادمان می شوند.
و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.به
ما نگفتند که وقتی تو بیایی:دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و
عدالت بر همه جا دامن می گسترد وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و
خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت وبردگی را از گردن خلایق بر
می دارد.به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند,
آسمان بارانش را فرو می فرستد,زمین,گیاهان خود را می رو یاند...و زندگان ارزو
می کنندکه کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و ارامش حقیقی را می دیدند که خداوند
چگونه بر کاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: همه
امت به آغوش تو پناه می آورند.همانند زنبوران عسل به ملکه خویش .و تو عدالت را
ان طور که باید و شاید در پهنه ی جهان می گستری و خفته ای را بیدار نمی کنی و
خونی را نمی ریزیبه ما نگفتند که وقتی تو بیایی:هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای
صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هر که عرضه میکنند
میگوید :بی نیازم.ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!ما بی آنکه مختصات آن 
بهشت مو عود را بدانیم و مدینه ی فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می
داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.که عشق تو با سرشتها عجین شده بود و امدنت
طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر
خواهد کرد....
 
به خدا اینقدر کثیفی اومده که بیایی... دلم میسوزه امام زمان میبینی چه آدما پست و بد
شدن.. اینا همو نایی هستن که سالهاست اسمه مسلمونی رو  یدک میکشن اما فقط
اسمه مسلمونی رو دارن... خدا میبینی اینا بنده هاتن اینا کسانی هستند که ۱۲ تا امام
کشتند حالا منتظر امام زمانمن .... اخه تا کی؟ تا کی صبر ؟؟ تا کی صبر کنیم که ببینیم
ما رو هم جز یارات قرار میدی یانه؟ چی شد که ادما بد شدن خدا چی شد که حتی
پیرزن هم ازت نمیترسه... خدا کمکشون کن... خدا ادمای بد خیلین بهشون فکر بده...
ما رو هم زیره بالت قرار بده.. خدایا خیلی گناها کردیم میبخشیمون... یه بنده خدایی
میگفت هنوز امام زمان ۳۱۳ آدم خوب پیدا نکرده که هنوز نیومده
..یعنی هنوز صبر؟
مدتی است که مردم زیاد گل نرگس رو می خرند
یعنی خبری شده؟
یعنی  ممکنه امام زمانم همین روز ها ظهور کنه؟؟؟
بنده شکر گزار تو بهار

به قلم بهاره در یکشنبه 13 اسفند 1385 و ساعت 08:03 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-


خانه
ایمیل
نامه به صاحب وبلاگ

   
[yahoo]


به قلم


بهاره (27)


موضوعات


عاشقانه (27)


آرشیو


تیر 1386 (1)
اسفند 1385 (1)
دی 1385 (1)
آذر 1385 (1)
مهر 1385 (1)
شهریور 1385 (1)
مرداد 1385 (2)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (2)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (3)
دی 1384 (5)
آذر 1384 (4)


دلنوشته های داخل انباری


سلام
خیلی دلم برات تنگ شده
........
دوستت دارم
خیلی چاکریم...
خانواده ی من
تولد وبلاگ
عاشق همیشه تنهاست
نگاه
دیدار
عشقولی
چشمک....

تولدم مبارک...........هورااااااااااااااااا
ابی اسمون در کناره من


لینک دوستان


سایه ی هیچ ... (-)
خزان (-)
بر باد رفته (-)
سوگند عشق آنجا که عشق هرگز نمی میرد (-)
هفت قدم تا تو (-)
به سردی رود فرات (-)
سحر نیكی (-)
شیعه یعنی... (-)
دختر زیبا (-)
علیرضا تیفوسی (-)
سرود باران (-)
درخت گندم....شهرزاد (-)
۶۶...شکرانی (-)
احمد جاوید فیضی (-)
دنیای عسل (-)
شتابناک (-)
دیوونه خونه (-)
دل شکسته (-)
اسمان نقره ای (-)
اگر فردا بیاید (-)
غریبه غریب بهار (-)
جایی برای درد دل (-)
ماه من سلام (-)
ََبا هم(م) (-)
هلن جون (-)
دست نوشته های نینا دیوونه (-)
گلاب بانو (-)
باغ نشاط (-)
دنیای یک ایرانی (-)
سکوت شکسته (-)
بهار نارنج (-)
علی( گوگوش) (-)
اشیونه عشقولانه محمد و منا (-)
کتب فارسی رایگان (-)
زگیل خان (-)
التماس (-)
خاطره (-)
کویر (-)
ایران زمین سرزمین همیشه جاوید (-)
تک ستاره اسمون دل (-)

آرشیو لینكدونی


لینکستان





لوگوی بروبچ




جستجو در وبلاگ





 

نظرسنجی




دل خستگی ها

تو


تو دفتر خاطره هات ساده ترین حادثه ام

یه عاشقم كه به خاطر تو زنده ام

تو سرنوشت شوم عشق بی كسی سر مشق منه

طلسم بی كسی هام و خنده های تو میشكنه

وجود تو برای من نفس برای بودنه

كار دل عاشق من از عشق تو سرودنه

خدا كنه وجوده من واست نشه یه خاطره

دل پر احساس تو رو یكی دیگه ببره

خنده بی بهونشون یه وقت اسیرت نكنه

خدا كنه نگاهشون از لیلی سیرت نكنه

این ادما كه هیچ كدوم یه كم صداقت ندارن

به ظاهر عاشقن ولی حیف كه محبت ندارن

به چشم قهوه ایت قسم كه تنها عاشقت منم

عشق مقدس تو رو به قیمت جون می خرم

بمیرم و تب نكنی بسوزم و غم نخوری

از عشق این لیلی یه وقت تو رو خدا دل نبری

یه روز نیای بهم بگی كه دیگه دوستم نداری

میون این دورنگی ها با غصه تنهام بزاری

چشمای ناز تو یه وقت مال یكی دیگه نشه

یادت نره بهار فقط به تو دلش خوشه

اگه بری چه كار كنم با درد سخت بی كسی

گفتم ولی بازم میگم بعد تو دبگه هیچ كسی

یه دل دارم باید اون و به یه نفر هدیه كنم

اون و به تو دادم بزار به شونه هات تكیه كنم

بزار كه تا اخر خط عاشق چشمات بمونم

دستای خستم و بگیر بدون تو نمی تونم

من وببین كه با نگات زنده شم و جون بگیرم

نزار تو زخم بی كسی تو غربت و غم بمیرم

وقتی كه داری راه میای شونه به شونه پام به پام

دلم میخواد داد بزنم بگم فقط تو رو می خوام

 

من این همه عاشقم با تو قشنگه سرنوشت

اگه من و بخوای برام دنیا میشه عین بهشت

دستای گرم تو بزار تو دست سرد و عاشقم

با تو قشنگ میشه و ناب ثانیه و دقایقم

تو جاده های عشق قشنگترین حادثه ای

تو مهربون ترین گلی كه غرق در عاطفه ای

ماه قشنگ من بدون مثل توهیچ كی نمیشه

هر چی میگم دوستت دارم واسه دلم بس نمیشه

جون و دل و هستی من فدای قلب پاك تو

قربون بی وفاییات عاشق سینه چاك تو

...بهار

 


امار ها

امار نظر ها :
امار بازدید :
چند نفر الان اینجا هستن :
ایجاد صفحه : - ثانیه



بهاره بهرامی